مهندسی صنایع ، شامل کاربرد روشهای تجزیه و تحلیل اصول فیزیکی
برای تبدیل موادخام و سایر منابع به فرمی که رضایت و احتیاجات آدمی را
تامین کند، میباشد.
مهندسی صنایع ، شامل کاربرد روشهای تجزیه و تحلیل اصول فیزیکی برای تبدیل
موادخام و سایر منابع به فرمی که رضایت و احتیاجات آدمی را تامین کند،
میباشد.با پیشرفت علم و تکنولوژی و تعامل این دو با هم، تخصصها و گرایشهای
مختلف مهندسی بوجود آمده اند. در این ارتباط مهندسی صنایع رشته نسبتاً
جدید است که ضمن برخورداری از مفهوم کلی مهندسی، حوزههای کاری فراتری را
در مقایسه با سایر رشتهها مورد توجه قرار میدهد. نوشته حاضر سعی دارد
مطالبی را جهت آشنایی با مهندسی صنایع در قالب سر فصلهای ذیل ارائه نماید.
● مهندسی صنایع چیست؟
مهندسی صنایع عبارت از کاربرد اصول و تکنیکهایی به منظور بهبود، طراحی و
نصب سیستمهایی شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژی و تجهیزات برای فراهم
آوردن امکان تولید کالاها و ارائه خدمات بشکل کارا و مطلوب میباشد.
برای بررسی، ارزیابی و کاربرد این سیستمها، دانش و مهارتهای علوم ریاضی،
علوم فیزیکی و علوم اجتماعی به همراه فنون و تکنیکهای طراحی مهندسی مورد
نیاز است. فعالیتهای مهندسی صنایع همانند پلی است که ارتباط بین اهداف
مدیریت و عملکرد عملیاتی سازمان را ایجاد مینماید.
مهندسان صنایع بیشتر درگیر افزایش بهرهوری در مدیریت منابع انسانی، روشها
و تکنولوژی هستند و حال آنکه سایر رشتههای مهندسی بیشتر درگیر ماهیت فنی
فرایندها و فراوردهها میباشند. در واقع مهندسی صنایع تنها رشته مهندسی است
که عامل انسان یکی از مولفههای اصلی سیستمهای مورد مطالعه آن را تشکیل
میدهد. در نتیجه مهندسان صنایع در تیمهای میان رشتهای برای امور
برنامهریزی، نصب و کنترل و بهبود فعالیتهای موسسات به خدمت گرفته میشوند.
این فعالیتها ممکن است فعالیتهای تولید، نوآوری در محصولات، ارائه خدمات،
حمل و نقل و جریان اطلاعات سازمانی را شامل شود. با توجه به مطالب فوق،
مهندسان صنایع بستر لازم برای تعامل تخصصهای مختلف و کار گروهی را به
بهترین وجه ایجاد نموده و در نتیجه امور طرح، برنامهریزی، اجرا و نظارت بر
عملکرد نظامهای تولیدی خدماتی بشکل منسجمتر انجام میشود و در نهایت انسجام
امور به بهبود مستمر در جهت سهولت کارها، راحتی کارکنان، کاهش هزینهها،
ارتقا کیفیت و جلب رضایت مشتریان منجر میشود.
● تاریخچه مهندسی صنایع
اولین جرقههای پیدایش مهندسی صنایع بعنوان یک تخصص با آغاز انقلاب صنعتی
در ابتدای قرن ۱۹ زده شد. انقلاب صنعتی که با ظهور اختراعات جدید خصوصاً
در صنعت نساجی و اختراع ماشینبخار آغاز شد، باعث بکارگیری نیروی انسانی
بیشتر و افول صنایع کوچک دستی شد. با گسترش کارخانجات، نیاز به مدیریت و
تفکر مدیریتی بیش از پیش احساس شد. افراد بسیاری در جهت ارتقا کیفیت
محصولات تلاش کردند. آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد پیشنهاد تقسیم کار را
داد. وی بیان کرد که میتوان با تقسیم کار در کارخانه پیچسازی نتیجه کار را
به مقدار زیادی بهبود بخشید. بهموازات اختراعات و نوآوری در فرایندها،
روشهای حسابداری و هزینهیابی گسترش یافتند. روشهای تحلیل علمی، آزمایشات و
اثباتهای علمی در طراحی و ساخت ابزارآلات و ماشینها بکار گرفته شد و در
نتیجه، اثرگذاری این تحولات در تفکر سازمانی مدیریت موجب شد مدیریت علمی
به عنوان یک نگرش و روش حرفهای مطرح شود. اولین تلاش برای علمی شدن مدیریت
از آمریکا شروع شد. در سال ۱۸۸۱ فردریک تیلور پدر مدیریت علمی، اندیشههای
خود را توسعه داد. فرانک گیلبرت و همسرش لیلیان در جهت مطالعه کار با
بررسی حرکات توانستند ابزار جدیدی را ابداع کنند. همچنین آنان به مسائل
روانشناسی و انگیزههای انسانی توجه نمودند. عملکرد پرداخت پاداش و نتایج
قابل قبول آن توسط امرسان ایجاد و توسعه یافت. مجموعه فعالیتهای تیلور و
هم عصرانش برای فرموله کردن اصول اساسی به عنوان روشهای علمی مدیریت
متمرکز شده بود که این فعالیتها بهزودی تحت عنوان مدیریت علمی شناخته شد.
کار این افراد توسط انجمن مهندسین مکانیک آمریکا ارج نهاده شد و عرصه برای
فعالیت تیلور و همفکرانش توسط این انجمن ایجاد شد. در سال ۱۹۱۲ انجمنی
برای ارتقا و رشد مدیریت بنا نهاده شد که در سال ۱۹۱۵ انجمن تیلور نام
گرفت. این انجمن از سال ۱۹۳۴ با عنوان انجمن مهندسی صنایع فعالیت خود را
ادامه داد. در این دوران مدیران علمی دارای تحصیلات مهندسی بودند و بسیاری
خود را مهندس صنایع قلمداد میکردند و گروهی نیز در حیطه مدیریت به عنوان
مشاوران مدیریت مطرح بودند. بتدریج مواد درسی و مدرک مهندسی صنایع و
برنامههای مربوطه مورد توجه قرار گرفت و در نهایت دانشکدههای مهندسی صنایع
ایجاد و توسعه یافتند.
● اهمیت مهندسی صنایع
مرور توانمندیها و خدمات مهندسی صنایع نقش و اهمیت مهندسی صنایع را بوضوح
بیان میکند. امروزه حیات اقتصادی سازمانها و موسسات تولیدی و خدمات در
بازار رقابتی شدید جهانی به استفاده بهینه از منابع در دسترس وابسته است.
عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انسانی، ماشینآلات (شامل تجهیزات،
لوازم جانبی، امکانات مورد نیاز شامل فضا و انرژی و ...)، منابع اطلاعاتی
و منابع مالی طبقهبندی میشوند. ایجاد و نگهداری منابع یاد شده هزینههایی
را برای سازمان بهدنبال دارد. هزینه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر
از نحوه به کارگیری این منابع است. هر شرکت تولیدی یا خدماتی که بتواند
هزینههای خود را به حداقل ممکن برساند و به بیانی دیگر توانایی استفاده
بهینه از منابع را در تمام ارکان سازمانی خود ایجاد نماید یا حاشیه سود
بیشتری به دست خواهد آورد و یا قادر خواهد بود که قیمتهای فروش خود را با
حفظ حاشیه سود قبلی، کاهش دهد. این بدان معنی است که قدرت رقابتی موسسه
مذکور در بازار افزایش مییابد. با توجه به تحولات اقتصاد جهانی قدرت
رقابتی شرط اساسی موفقیت در کسب و کار نوین محسوب میشود. در کنار این
مسائل، توجه به نوآوریها و ارتقا کیفی محصولات و خدمات که از طریق تلاش
برای یافتن طرحهای بهبود یافته و همچنین تحول در فرآیند کسب و کار نیز بقا
و رشد موسسات را در پی خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و
نیازمندیهای رسیدن به امور مذکور را با تکنیکهای مهندسی صنایع تطبیق دهیم
مشاهده میشود که مهندسی صنایع ابزار لازم برای حصول اهداف سازمانی را بطور
فراگیر و سیستماتیک فراهم میآورد و این نشانگر نقش و اهمیت بالای مهندسی
صنایع بعنوان موتور محرک حرکت سازمانهای امروزی است.
● اصول فکری و دیدگاهها در مهندسی صنایع
اساس مهندسی در هر گرایشی طراحی مبنی بر اندازهگیری، محاسبه و تحلیل با
استفاده از علوم ریاضی و تجربی شکل میگیرد. در نتیجه حرفه مهندسی کاملاً
دید فنی و ماشینی دارد که موجب محدودیت دیدگاه در ابعاد خاص شده و برخی
موضوعات مانند یافتن بهترین روشهای مدیریتی و ارتباطات انسانی در دیدگاه
محض مهندسی نادیده گرفته میشود. مهندسی صنایع با در برداشتن نگرش
سیستماتیک و فراگیر ارتباط تخصصهای مختلف و نهاد مدیریت سازمان را ایجاد
نموده و امور برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر امور اجرایی با
هماهنگی بیشتری دنبال میگردد. این نگرش استمرار همان سیر تفکر تیلور و هم
عصران وی میباشد که با تلاش تک تک آنان مجموعه اصول و نگرشهای مدیریت علمی
موجودیت یافت. مدیریت علمی همان نگرش سنتی مهندسی صنایع است. با پیشرفت
مدیریت علمی، مهندسی صنایع با تفکری بر مبنای علوم ریاضی، فیزیکی، اجتماعی
و اقتصادی در عرصه صنعت و خدمات ظهور کرد که به معنی ایجاد یک تفکر فراگیر
و سیستماتیک بود. نگاه مهندسی صنایع به مسائل از زوایا و دیدگاههای مختلف
همانند توجه به خروجی و محصول سیستم، توجه به مشتری ویا نگرش به بهرهوری
سازمان قابل طرح و پیگیری میباشد که بر مبنای اصول فکری تقریباً یکسانی
دنبال میگردد. اکنون باید دید که اصول فکری مهندسی صنایع بر چه عواملی
استوار است. در این راستا بطور خلاصه اصول فکری مهندسی صنایع ذیلاً ارائه
شده است.
۱) خلاقیت
فعالیت اصلی هر مهندس صنایع ارائه طرح برای بهبود سیستمهای جاری و یا
ارائه طرح جدید میباشد که به همین منظور قویاً نیاز به خلاقیت و نوعآوری
جهت ارائه طرحهای نو و بدیع میباشد. در واقع با توجه به گستردگی مسائل،
مهندسی صنایع همانند اقیانوسی از فنون و علوم مختلف به عمق نیم متر با
برخورداری از زمینه خلاقیت و ابتکار به مهندسین صنایع این امکان را میدهد
که در جهت حرفه کاربردی مورد نظر به تعمیق دانش خود پرداخته و فرصتی فراهم
میشود تا ایدههای جدید و خلاق در زمینههای مربوطه مطرح گردد.
۲) تفکر فراگیر
نگرش سیستماتیک و فراگیر برجستهترین خصوصیت مهندسی صنایع است و اطلاق
مهندسی صنایع و سیستمها به این رشته بی ارتباط با این نگرش نیست. نگرش
فراگیر موجب میشود مسائل از کل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسی دقیق
قرار گرفته و مدل کاملی از سیستمهای مورد نظر تهیه و مسائل مورد نظر آن به
بهترین شکل طرح و بررسی میگردد.
۳) رهبری گروه
هر سیستمی که طرح میشود اگر بدرستی اجرا نشود منتج به نتیجه نخواهد شد
بلکه حسن اجرا سیستم طراحی شده یک ضرورت مهم تلقی میشود. لذا آشنایی با
کلیت سیستم مورد نظر و نقش اجزا در کارکرد صحیح آن این امکان را فراهم
میآورد که هدایت و رهبری گروه کاری مجری سیستم با انگیزه بیشتری دنبال
گردد و در واقع علاوه بر طراحی سیستم مورد نظر، مهندسی صنایع سیستمهای
پیادهسازی و اجرا را نیز پیریزی نموده و نقش رهبری گروههای کاری را موثرتر
دنبال مینماید.
۴) مدیریت زمان
انجام کار بدون توجه به ظرف زمانی و تحویل به موقع خروجی مورد نظر سیستم،
ارزش زیادی نمیتواند داشته باشد. امروزه اهمیت زمان و فرصتهای آن با توجه
به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادی برای همگان واضح و بدیهی است. در این خصوص
مهندسی صنایع با درک موضوع تکنیکهایی را بکار میگیرد که عامل زمان اجرای
اجزای کاری را در تمامی فرایندها مورد توجه و مدیریت قرار میدهد.
۵) ارتباط بهرهوری و بهبود مستمر
اعتقاد به ارتقا بهرهوری و بهبود مستمر یک اصل با ارزش در مهندسی صنایع
است. اکتفا به وضعیت فعلی جز در جا زدن نتیجه دیگری نخواهد داشت. لذا
مهندسی صنایع با پذیرش این مطلب که سطح دانش و مهارتها یک مقوله نسبی
همواره سعی در افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت کاری نموده و سعی میشود
همواره امور اثر بخشتر و کاراتر شود. نگرش بهبود مستمر این امکان را میدهد
که هر روز به فکر ارتقا هر چند به اندازه کوچک باشیم.
۶) ذهن کنجکاو و یادگیری
یادگیری فرایندی است که نمیتوان بر آن حد و مرز تعیین کرد. مهندسی صنایع
به منظور مطالعه و پیگیری مسائل همواره به این نکته توجه دارد که هر مورد
را ، منحصر به فرد بررسی نماید و جهت شناخت آن فرض بر این است که از
تصورات ذهنی دوری نموده و سعی بر تعیین کشف واقعیتهای حاکم بر اجزا و کل
سیستم میباشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهیت فنی امور موجب میشود ذهنیت
کنجکاو برای کشف حقایق نهفته در پدیدهها تقویت شود و مهندس صنایع با ذهن
دژم کمتر میتواند راهحلهای ابتکاری و راهگشا برای مسائل مورد نظر ارائه
نماید.
● زمینه های فعالیت مهندسی صنایع
با پیشرفت و تحول سریع علوم و فنون و پیچیدگیهای روز افزودن آن، بالطبع
نظامهای تولیدی و خدماتی نیز گسترش یافتهاند که در این میان اداره صحیح و
مناسب این گونه واحدها مستلزم بکارگیری تکنیکهای علمی و پیشرفته جهت
پیشبینی مدلسازی، برنامهریزی، تأمین و تدارک، اجرا و نظارت و ارزیابی
نتایج حاصله در راستای وظایف مدیریتی است. همانطوری که میدانیم فعالیت هر
نظام اعم از تولیدی یا خدماتی با اتکا بر فناوری خاص آن امکان تداوم و
استمرار دارد و صرفنظر از ماهیت فنی و صنعتی امر، فناوری دارای چهار جز
اصلی یعنی شامل ۱) تجهیزات، امکانات تولیدی و خدماتی ۲) مدیریت و سازمان
۳) نیروی انسانی ۴) دانش فنی است. از آنجا که رشتههای مهندسی مرسوم نظیر
مهندسی مکانیک، برق، ساختمان و ... بیشتر به ابعاد فنی صنعت (مورد ۱ و ۴)
توجه دارند. در فرایند کسب و کار رقابتی به تنهایی پاسخگوی مسائل پیچیده
خدمات مهندسی و مدیریتی مدرن امروزی که بصورت سیستماتیک تحولات سیاسی،
اجتماعی، اقتصادی و باورهای انسانی را در چرخه حیات سیستمهای مورد توجه
خود لحاظ نمینمایند نیستند. لذا برای رفع چنین کمبودهایی در قرن حاضر
بویژه طی چند دهه اخیر، رشته جدیدی تحت عنوان مهندسی صنایع با بهرهگیری از
علوم ریاضی، فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و تکنیکها و فنون مهندسی بوجود آمده
است. با توجه به مراتب فوق شاید مناسب بود این رشته با عنوان مهندسی
مدیریت معرفی میشد، چرا که کاربردهای آن محدود به صنعت نیست و هر موسسه
انتفاعی و غیر انتفاعی با جنبه صنعتی یا خدماتی میتواند از فنون و
تکنیکهای مهندسی صنایع بهرهگیرد. مبحث صرف منابع و حصول حد اکثر نتیجه از
منابع مصروفی چیزی نیست که منحصر به صنعت یا بنگاه خاصی باشد و امروزه با
توجه به کمبود ارتقاع سطح بهرهوری امری ضروری و حیاتی محسوب میشود که
نشانگر بستر گسترده برای فعالیتهای مهندسی صنایع نفتی میشود . مهندسی
صنایع در حرفهها و مشاغلی همچون، بانکداری، خدمات مشاورهای، صنعت بیمه،
شرکتهای هواپیمایی، کشتیرانی، بیمارستانها، کارخانجات، کشت و صنعت، خدمات
شهری، استادیومهای ورزشی و یا هر مکان دیگری که نیاز به برنامهریزی، هدایت
و مدیریت و ارتقا بهرهوری میباشد کاربرد دارد.
● برخی از زمینههای کاری مشخص مهندسی صنایع در بازار کسب و کار عبارتند از:
▪ برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی سازمان
▪ مدیریت تولید
▪ مدیریت مهندسی
▪ مدیریت پروژه
▪ مهندسی لجستیک
▪ سیستمهای تولیدی
▪ مهندسی سیستمهای کیفیت
▪ مهندسی سیستمهای اطلاعاتی
▪ مهندسی مالی
▪ مهندسی ارزش
▪ مهندسی سیستمهای بهرهوری
▪ طراحی فرایندها و ساختارهای سازمانی
مجموعه مدیـریت اجرایی در ایران و در مقطع کارشناسی ارشد به سه گرایش 1) مـدیریت اجـرایی2 MBA (3) مدیریت امور شهری تقسیم می شود.
مدیریت اجرایی مخفف کلمه Executive Master of Business Administration و
MBA مخفف کلمه Master of Business Administration می باشد که در این جا
برای سهولت تنها از نام مخفف MBA استفاده می کنیم.
ضرایب دروس امتحانی مدیریت اجرایی به صورت زیر می باشد:
1. زبان عمومی و تخصصی( انگلیسی) : 1
2. استعداد و آمادگی تحصیلی ویژه رشته مدیریت : 2
3. دانش مسایل روز در زمینه مدیریت مؤسسات تولیدی , خدماتی و عمرانی : 2
4. نظریه های عمومی مدیریت : 2
5. زبان فارسی : 1
6. ریاضیات عمومی 1و 2 دوره فنی و مهندسی : 0
و ضرایب دروس امتحانی مدیریت MBA ،
1. زبان عمومی و تخصصی ( انگلیسی) : 2
2. استعداد و آمادگی تحصیلی ویژه رشته مدیریت : 2
3. دانش مسایل روز در زمینه مدیریت مؤسسات تولیدی , خدماتی و عمرانی : 0
4. نظریه های عمومی مدیریت : 1.5
5. زبان فارسی : 0
6. ریاضیات عمومی 1و 2 دوره فنی و مهندسی : 2.5
در سال های اخیر، رشته "مدیریت اجرایی" برای عده ای جذاب به نظر رسیده است
و به اعتقاد آنان این رشته بنا به دلایلی MBA ای با ویژگی های مثبت مضاعف
می باشد. در حالی که عده ای نیز معتقدند دانشجویان MBA به مراتب آموزش های
کاملتری در زمینه مدیریت می بینند.
در حالی کهMBA با تئوری های روز مدیریت مرتبط است، کسانی که در رشته
مدیریت اجرایی تحصیل می کنند یا تحصیل کرده اند سعی در افزایش تجارب شخصی
دارند.
مدیریت اجرایی مدنظر اشخاص باتجربه است که به طور آگاهانه قصد دارند،
توانایی خود را برای شکل دهی ایده هایشان بالا ببرند تا مهارت در مدیریت.
در مقابل،MBA مورد تقاضای جوانترهاست که تمایل دارند مهارتشان را در
مدیریت بالا ببرند.
در مدیریت اجرایی دید مدیریتی تر است اما در MBA نگاه فنی به مسائل مدیریتی بیشتر است.
اما آن چه که در این میان مشترک و البته مهم است این است که:
دوره كارشناسی ارشد MBA به صورت كارشناسی ارشد ناپیوسته و آموزشی است.
باتوجه به نام این رشته، که نام انگلیسی کوتاه شده "کارشناسی ارشد مدیریت
تجارت" است پیداست که دوره حداقل با دو سال آموزش همراه است، پس دوره
کوتاه مدت مدیریت MBA که توسط برخی موسسات تبلیغ می شود نمی تواند مفهوم
داشته باشد و کسانی که چنین تبلیغی می کنند در اشتباهند و باید نامی مناسب
برای دوره های مدیریتی کوتاه مدت خود انتخاب کنند تا داوطلبان را نیز دچار
اشتباه نکنند. این دوره در اكثر نظامهای آموزش عالی كشورهای پیشرفته و در
حال توسعه ارائه میشود . باتوجه به اینكه فارغ التحصیلان رشته های مختلف و
به خصوص رشته های فنی و مهندسی وارد این دوره می شوند و باید با مبانی و
اصول مدیریت علمی و دانش روز مدیریت در حوزه های مختلف آشنا شوند، طول
دروه حداقل 2 و حد اكثر 3 سال بوده و تعداد واحدهای لازم برای فارغ
التحصیل شدن بر خلاف سایر فوق لیسانسها که ۳۶ واحد است 58 واحد درسی است.
بنابراین دانشجویان این دوره، مانند سایر دانشجویانی كه در سایر نقاط جهان
در این رشته به تحصیل می پردازند، برای تكمیل دوره خود در طی 2 سال یا 4
ترم باید به طور متوسط در هر نیمسال تحصیلی حدود 14 واحد درسی را
بگذرانند. به این لحاظ دوره كارشناسی ارشد MBA ، دوره سنگین و پر كاری است
و دانشجویانی كه وارد این دوره میشوند باید از لحاظ استعداد و فرصت مطالعه
و تحصیل در وضعیت خوبی قرار داشته باشند.
در پایان ذکر این نکته شاید خالی از لطف نباشد که امروزه MBA حتی با گرایش
هایی مانند تجارت الکترونیک و فن آوری اطلاعات نیز ارائه می شود که نشان
از انعطاف پذیری بالا و نیاز روز افزون به فارغ التحصیلان این رشته است.
ریشه های اندیشه سیستمی در بلندی تاریخ بشری جای دارد. ارسطو،
افلاطون، ابن خلدون، مولانا، هگل، ازجمله دانشمندانی هستند كه به مفهوم
سیستم توجه داشته اند.
در اواخر قرن نوزدهم درپی تحولاتی كه در علوم فیزیك، شیمی، زیست شناسی به
وجود آمد بشر توانست به كمك این دانشها به قلمرو ناشناخته ای از اسرار
جهان پای گذارد كه كلیت، نظام و پویایی در جهان مادی و پدیدههای آن از
دستاوردهای این اكتشافات بود. در این زمان به جای تشریح یك كل براساس
اجزای تشكیل دهنده آن، نحوه قرارگرفتن اجزا در كل مطالعه می شد. بدین
ترتیب زمینه ای برای كل نگری فراهم شد. ولی اندكی پیش از آغاز جنگ جهانی
دوم، علوم، حركت موضوعی خود را به سوی كلیتی جدید در بستر جنبش ظهور علوم
میان رشته ای پیش گرفتند.
در قرن 19 و اوایل قرن 20 نیاز بسیاری به امتزاج دو یا چند شاخه از علوم
بشری، برای بررسی و حل مسائل پیچیده پدید آمد كه منجر به پیدایش علوم بین
رشته ای شد و از علوم مختلف در قالبهای به اصطلاح سیستماتیك برای حل مسائل
پیچیده بهره گرفته شد. نگرش سیستمی به مسائل و پدیدهها و همین طور نظریه
عمومی سیستمها را می توان به این تحولات و گرایشهای نسبت داد.
تفكر سیستمی، برخلاف برخی از جنبشهای فكری كه دریك رشته علمی و در محدوده
معینی نشو و نما كرده اند، در خارج از محدوده یك علم معین متولد شد و در
محیطی میان رشته ای رشد كرد. از آنجا كه این شیوه تفكر، به طوركلی با
مجموعههایی متشكل از اجزا سروكار دارد، نه با خود اجزا، ضرورتا از مرزهای
سنتی علوم خاص فراتر رفته و عمومیت یافته است. البته تفكر سیستمی در تضاد
با تفكر تحلیلی تجزیه مدار نیست. درواقع این دو روش مكمل یكدیگرند، نه
جایگزین هم. از این رهگذر گروهی از صاحبنظران عنوان می كنند كه پیدایش
نظریه عمومی سیستم ها محصول عمر انسان متمدن است كه مراحل تكامل خود را از
دورانهای قبل از میلاد شروع كرده است. ما در اینجا گریزی می زنیم به این
مراحل و تكامل آنها:
الف – دوران منطق ارسطویی: منطق ارسطویی درواقع تركیب كاملی از منطق سقراط
و افلاطون است كه كتاب جمهوری افلاطون و همینطور استدلال قیاسی ارسطو،
نمونه خوبی برای تفكر سیستم ارائه می كنند.
ب – دوران منطق تجربی: این نحله فكری با كار فرانسیس بیكن در اوایل قرن 16
و با تكیه بر روش علمی مبتنی بر مشاهده، تجربه و استقرار بنا شد و با
افرادی چون دكارت، هگل، كانت، كنت، میل و اسپنسر مسیر خود را ادامه داد و
منجر به پیدایش تفكر سیستمی شد.
ج – دوران منطق سیستمی: جنبش واقعی مطالعات میان رشته ای، هنگامی آغاز شد
كه دانشمندان دریافتند «بیشتر پدیده های موردنظر آنان از ویژگیهایی مشترك
و نظاممند برخوردار است» و پیچیدگی روزافزون مسائل جهان و طرح مسائل
جدید از یك طرف و عدم كفایت مدلهای مكانیستی و تفرقه در پیكر معرفت ازجمله
عواملی بود كه باعث به وجود آمدن سیستمها شد و متفكرانی چون «وایتهدر» به
این نتیجه رسانید كه سرمایه فكری بشری كه از قرن هفدهم به بعد فراهم شده
بود، روبه اتمام است و باید منابع عقاید و افكار و بینشهای جدیدی كشف شوند.
«لودویگ فون برتالانفی» زیستشناس و متفكر اتریشی از بنیانگذاران نظریه
عمومی سیستمها در اوایل قرن بیستم محسوب می شود كه برای اولین بار مفهوم
تفكری را ارائه داد كه تئوری عمومی سیستمها شناخته شد و در طی سالهای
1932 – 1930 میلادی نظریه ارگانیستی را ارائه كرد و درگسترش و بسترسازی آن
در سایر عرصه ها گامهای بلندی برداشت. به عقیده وی یك ارگانیسم صرفا مجموع
عناصر جداگانه نیست، بلكه سیستمی است دارای نظام و كلیت. بدین ترتیب برتا
لانفی و همفكران وی ازجمله بولدینگ، راپوپورت و آكوف در طی حدود نیم قرن
مكتب ارگانیستی را در زیست شناسی و علوم دیگر پایه ریزی كردند. البته
شایان ذكر است خود برتالانفی ریشههای رویكرد سیستمی را در بستر تاریخی به
زمان ابن خلدون و نیكولاس كوسایی و در قرون جدید به تفكرات لایب نیتز در
قرن 17 نسبت می دهد و همینطور نامهای افرادی چون هگل، لوتكا و وایتهد
فیلسوف انگلیسی در این میان دیده می شود. با نگاه به متون علمی دیده می
شود كه بعد از وایتهد و به پیروی از او، «جی فورستر» نیاز به كاربرد تفكر
سیستمی را در جامعه و علوم اجتماعی موردمطالعه قرار داد. وی بر این عقیده
بود كه نگرش سیستمی را می توان مثل علوم مهندسی در علوم اجتماعی نیز بكار
برد. البته عدهای دیگر جستجو برای یافتن سرچشمه نگرش سیستمی را به جان
دیویی استاد دانشگاه كلمبیا نسبت می دهند. این نگرش به عالم پیدا، زیربنای
جهانبینی سیستمی را به عنوان یك نگرش وحدتبخش و جامعنگر فراهم آورده
است.
همانگونه كه از مطالعه متون علمی درمی یابیم نگرش سیستمی در یك شاخه خاصی
از علوم ایجاد و متكامل نشده است، بلكه همه یا اكثر رشته های علمی تاحدودی
از این جامعنگری بهره برده اند برای نمونه از كمك كنندگان عمده به توسعه
تئوری سیستمها برای تمام علوم فون برتالانفی در سال 1951 باتوجه خاص به
مدیریت و بولدینگ در سال 1959 بود. افراد زیاد دیگری كمكهای مهمی به جنبه
های مختلف تئوری سیستم كرده اند كه در مدیریت قابل استفاده است. درمیان
آنها می توان آثار كاتز و كان را در سیستم های اجتماعی، و فورستر را در
سیستم های صنعتی و كمكهای تحقیق در عملیات را به وسیله استافورد بیر،
چرچمن و همكارانش، هرتز، مك كلاسكی و مورس را ذكر كرد. همچنین هرگز نباید
تاثیر نوربرت وینر را در توسعه و تاكید بر تئوری بازخورد كه تاثیر زیادی
بر تئوری سیستمها داشت، كم بها داد. همین طور كمكهای جانسون وروز نزویگ
كه از طریق كتاب درسی خود تئوری سیستم را با مدیریت قویا مرتبط ساختند را
نباید فراموش كرد. (چمران، ص 56)
_ فرشته صادقی: كارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی
منبع ()
آموزش مدیریت استراتژیک - قسمت اول مدیریت استراتژیک IT
سیستم چیست؟
مجموعه ای است از اجزای به هم پیوسته که به علت وابستگی حاکم بر اجزای خود
کلیت جدیدی را احراز کرده و از نظم و سازمان خاصی پیروی می کند و در جهت
تحقق هدف معینی که دلیل وجودی آن است فعالیت می کند.
سازمان چیست؟
1- سازمان عبارت است از دسته بندی و گروه بندی افراد در قالب های نظام
یافته به گونه ای که مساعی هماهنگ شده ی آن ها در یک محیط متغیر به صورت
وسیله ای برای نیل به هدف های سازمانی در آید.( David.R.Hampton)
2- سازمان یک نهاد اجتماعی است که دارای هدف بوده و سیستمی است که به سبب
داشتن یک ساختار آگاهانه فعالیت های خاصی را انجام می دهد و دارای مرزهای
شناخته شده ای می باشد.(Richard.L.Daft)
3- سازمان عبارت است از فرآیندی نظام یافته از روابط متقابل افراد برای دست یافت به هدف های معین.(Hicks & Gullet)
این تعریف از 5 عنصر مشخص تشکیل شده است:
1- سازمان همیشه از افراد تشکیل می شود.
2- این افراد به طریقی با یکدیگر ارتباط دارند.
3- این روابط متقابل را میتوان نظام بخشید
4- کلیه افراد در سازمان دارای هدف های مشخصی هستند و بعضی از این هدف ها
در عملکرد آن ها اثر می گذارد. هر فرد انتظار دارد که از طریق همکاری در
سازمان به هدف های شخصی خود نائل شود.
5- این روابط متقابل نیل به هدف های مشترک سازمانی را که ممکن است با هدف های شخصی افراد متفاوت باشد میسر کند.
مدیریت چیست؟
عبارت است از فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تامین هدف های سازمانی به
نحو مطلوب از طریق استفاده ی موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در
حال تغییر.(Kreintner)
- فرآیندی برای حل مساله
- هدف های سازمان
- کارآیی
- منابع کمیاب
- محیط در حال تغییر
نگرش سیستمی(System Approach)
نگرش سیستمی دیدگاهی است که به ما اجازه می دهد تا نیروها و متغیرهایی که
در محیط خارج و داخل سازمان تاثیر اساسی دارند بشناسیم و به عملکرد و
جایگاه آن در سازما پی ببریم. این نگرش در اداره ی سازمان ها موجب
یکپارچگی در ایجاد چارچوب کلی می شودو جنبه ها ی گوناگون شناخت سازمان ها
را عملی می سازد و از نظر مدیریتی نگرش سیستمی موجب می شود تا مدیران به
سازمان ها به صورت یک کل و بخشی از یک محیط بزرگ تر توجه کنند.
تئوری عمومی سیستم ها و کاربرد آن در مدیریت
نگرش سیستمی: 1- نگرش سیستمی یک راه تفکر است
2- نگرش سیستمی روش اصولی تجزیه و تحلیل است
3- نگرش سیستمی شیوه ی مدیریت است
در نتیجه ی نفوذ مبانی علوم گوناگون در حیطه ی سازمان و مدیریت فصل تازه
ای در تئوری سازمان و مدیریت به وجود آمد و این تئوری جدید به نام تئوری
سیستم ها معروف شد. به نظر طرفداران این تئوری هر یک از عوامل مختلف تشکیل
دهدنده ی یک سازمان ( نیروی انسانی، ساختار رسمی و .... ) جزئی کوچک از یک
سیستم است و تغییرات در هر یک از این اجزا موجب ایجاد دگرگونی در سایر
اجزای سازمان می شود. پیم تئوری عمومی سیستم ها برای مدیریت نظام های
سازمانی به قدری عمیق و حیاتی است که عدم آشنایی با آن ها مدیریت این
سیستم ها را با ناکامی مواجه می سازد.
منابع در اختیار مدیران:
الف)منابع فیزیکی
ب) منابع مفهومی: اطلاعات، دانش و...
تفاوت منابع:
1- مالکیت
2- حالت فیزیکی و مفهومی
نگرش جدید سازمان ها
سازمان های که از دهه ی 1870 براساس فرماندهی و کنترل شکل گرفته اند مانند
موجود زنده ای هستند که تنها پوسته ی بیرونی اعضای آن را به هم نگه داشته
است. شرکت های بزرگ امروز بر محور اطلاعات شکل می گیرند.(دراکر)
1- وظیفه ی مدیریتی = فرماندهی و کنترل
نتیجه = نارضایتی مشتری
2- وظیفه مدیریتی= مربیگری
نتیجه = مشتری مداری
گرش سیستمی
مدیریت پروژه كه از زمان پدیدار شدن روشهای شبكهای در شركت دوپونت
امریكا مطرح شده، یكی از دستاوردهای تلفیق ریاضیات در روشهای مدیریتی است
كه آثار بینظیر خود را در بهرهوری منابع، بهویژه منابع پولی و نیروی
انسانی آشكار ساخته است. امروزه در هر كجا كه طرحی برای توسعه تدوین
میشود و یا سرمایهگذاری جدیدی قرار است انجام شود، بدون تفكر جمعی حاكم
بر محور مدیریت پروژه و استفاده از روشهای مناسب برای برنامهریزی و
كنترل آن، پروژة كاری شروع نمیشود؛ زیرا جزیی از ماهیت فعالیتهای
مدیریتی آن شده است.
آثار غیر قابل انكار به كارگیری این روشها، الزاماتی را پدید آورده است
كه عدول از آن نابودی اهداف زمانبندی شده را به دنبال دارد. همه روزه
مدیران در دنیای كسب و كار، تولید و صنعت، هزاران تصمیم اتخاذ مینمایند
كه مبتنی بر روشهای مدیریت پروژه میباشد و روشهای استاندارد شدة آن
مورد مطالعه و بهبود مستمر میباشد تا اثربخشی و كارایی بیشتری داشته
باشند. این فرایند با نگرش سیستمی به یك پروژه، پا را از محیط درونی
پروژه فراتر گذاشته و آثار جانبی آن، كیفیت انجام فعالیتهای مختلف، كنترل
دائمی نحوه دستیابی به اهداف و مخاطراتی كه در هر لحظه (چه كوچك و چه
بزرگ) آن را تهدید مینمایند، مورد مطالعه، بازنگری و اصلاح قرار میدهد.
فرایندهای مختلف به گونهای تعریف میشوند كه تداخل آثار هر یك قابل
ارزیابی باشد و نهایتاً همة تصمیمها، تضمینكننده انجام صحیح فعالیتهای
فرایندها در دستیابی به اهداف باشد.
بر مبنای این نگرش، كار گروهی یكی از الزاماتی است كه در سازماندهی
پروژهها مورد استفاده قرار میگیرد. كار گروهی الزاماتی را پدید میآورد
كه فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری سازمان یافته و تعریف شده در سطوح
مختلف را ایجاب مینماید. سازماندهی پروژه در كنار موضوع برنامهریزی و
كنترل پروژه نیست، بلكه به عنوان زیربنای استفاده از روشها و ابزارهای
مدیریت پروژه، نرمافزارهای مورد استفاده و نهایتاً چگونگی و ارزیابی
فعالیتها، مطرح میشود. سازماندهی نامناسب باعث میشود كه روشهای مدیریت
پروژه، كارایی خود را از دست بدهند و فرایندها دچار اشكال شوند.
نگرش سیستمی بر پایة سازماندهی مناسب، به كارگیری روشها در تناسب با آن
سازماندهی را طلب مینماید. به همین دلیل است كه روشهای نوین مدیریت
پروژه بر مبنای تعریفی جدید مبتنی بر «دانش» ارائه میشوند؛ زیرا از
مجموعة فرایندهایی كه تولید كنندة اطلاعات است، شروع شده و به فرایندهای
دیگر متصل میشود و تلفیق آن اطلاعات در حوزههای مختلف مورد بررسی قرار
میگیرند و از نتایج آنها تصمیماتی زاده میشود كه جریان امور را تنظیم
مینماید.
كار كردن در چنین حیطهای مستلزم ایجاد سازماندهی متناسب برای یكپارچهسازی است كه خصیصه اصلی سیستمهاست.
یكپارچهسازی فرایندی است كه هماهنگی را ایجاد مینماید. هماهنگی در فصل
مشترك زیرسیستمها، نیازمند تسلط بر دانش مدیریت پروژه، فناوری مورد
استفاده برای اجرای پروژه و نیز مدیریت منابع مالی و سایر منابع است.
برنامهریزی شتابان توسعه در گسترة كشورهای مختلف، نیازمند به كارگیری این
روشهاست و بدون اتكا به چنین دانشی برنامههای اجرایی توسعه امكانپذیر
نخواهند بود. زمانی كه اهداف كلان زیبا برای هر كشور تعریف میشود، مردم
دلخوش میشوند؛ زیرا مردم به صورت كلان آنها را درك میكنند. ولی چنانچه
برنامههای اجرایی متناسب، كارآمد و مبتنی بر دستیابی به اهداف مرحلهای
تدوین و اجرا نشوند، زیبایی اهداف به مرور كمرنگ خواهد شد. با توجه به این
موضوع است كه بایستی به مسائلی از قبیل میزان اعتقاد مدیران ارشد، حمایت
آنان از روشهای مدیریت پروژه، پایداری آنها به عنوان یك اصل مسلم طول
زمان و ارزیابی عملكردهای مرحلهای بر مبنای روشهای مدون و مستند شده، به
عنوان اركان اصلی موفقیت در دستیابی به اهداف اندیشید.
مدیریت پروژه، موضوعات چند دستهای را در بر میگیرد و علوم بینرشتهای
دست به دست یكدیگر میدهند تا آن را در بهترین شكل خود اجرا نمایند. یكی
از مهمترین این علوم بینرشتهای، مهندسی صنایع است كه در این حیطه كاملاً
موفق عمل نموده است. مهندسان صنایع با نگرش سیستمی خود و استفاده از
ابزارهای استاندارد شده و به كارگیری نرمافزارهای مختلف، عامل اصلی
موفقیت در این فرایندها میباشند.
جهانی شدن كسب و كار و نگرش جهانی مدیریت پروژه
كسب و كار، امروزه مرزهای ملی را در نوردیده و نظام برونمرزی، شركتهای
چند ملیتی را تبدیل به شركتهایی با عنوان جهانی نموده است. اتحادهای
راهبردی شركتها در عرصة اقتصادی كشورهای مختلف و بازارهای جهانی برای
عرضه كالاها و سرمایهگذاری، بهسرعت در حال گسترش میباشد. این موضوع است
كه باعث به وجود آمدن سازمانهایی شده است كه موضوع مدیریت پروژه را با
نگرش جهانی دنبال مینمایند؛ معرفی برخی از این سازمانها جالب توجه خواهد
بود:
·گروه كار جهانی استانداردهای مدیریت پروژه (GWG)
(Global Working Group on Project Management Standards)
یكی از پدیدههایی است كه در زمینة ذكر شده، شكل گرفته است. این گروه برای
ایجاد ارتباط و حمایت از مؤسسات و افرادی است كه به عنوان حرفهای جهانی
به موضوع مدیریت پروژه میپردازند. در این زمینه، این گروه سایت اینترنتی
ایجاد كرده و یك آرشیو قوی از موضوعات، پروژهها، اسناد و مدارك تدارك
دیده است كه از همه جای جهان مشترك میپذیرد.
·انستیتوی مدیریت پروژه (PMI)
این انجمن كه چندین سال از فعالیت آن میگذرد، به تدوین استانداردهایی
پرداخته است كه مبتنی بر نگرش كلان به موضوع میباشد و گسترة آن جهانی است
و سعی دائمی بر اشاعة این استانداردها دارد تا فرهنگ مدیریت پروژه به صورت
یكنواخت شدهای در سایر كشورها نیز پیادهسازی شود. به همین منظور،
برنامهای گسترده تدوین نموده كه مأموریت آن بدین گونه تعریف شده است:
« كمك به پیشبرد درك عمومی جهانی از مدیریت پروژه برای تازهواردان به
حیطههای مدیریت پروژه و نیز آن عده كه تجربیاتی در این زمینه دارند و
مشتریان در عرصة بینالمللی».
در این زمینه، این انجمن به نهادینهسازی اصول و استانداردهای مدیریت
پروژه در سطح بینالمللی میپردازد. این هدف در راه حفظ منابع ذینفعان
این انجمن، اعضای آن و حفظ بازارها تدوین شده است. استانداردها برای
قانونمندی، تكرارپذیری، تعریف خدمات مدیریت پروژه به عنوان یك محصول و
فرایندهای دستیابی به آنهاست.
·مؤسسه استانداردهای كانادا
این مؤسسه با این تفكر كه كسب و كار جهانی از طریق اینترنت میتواند
هزاران هزار استاندارد را تحت نظر و كنترل خود داشته باشد، از طریق ارائه
خدمات در لحظه (ON LINE) و سریع در این خصوص، اطلاعات و مشخصات مرتبط با
استانداردها و شركتهایی كه خدمات مدیریت پروژه را به عنوان صادرات
كالایشان عرضه مینمایند، برنامهریزی نموده است. بر اساس این نگرش، این
مؤسسه توصیههای خود را در رابطه با استانداردهای جدید نیز ارائه
مینماید. معرفی مؤسسات ملی و بینالمللی و نشریات آنها، از مهمترین
بخشهایی است كه بدان پرداخته میشود. علاوه بر این، دولت كانادا نیز
استانداردهای خود را در این زمینه از طریق بخش ویژه ارائه مینماید.
·شبكة ملی سیستمهای استاندارد (NSSN)
این شبكه كه در سرتاسر امریكا گسترده است و از طریق اینترنت دسترسی جهانی
به آن امكانپذیر میباشد، توسط انجمن ملی استانداردهای امریكا طراحی
شده و پشتیبانی میشود. ششصد عضو ملی، بینالمللی و منطقهای دارد كه
میتوان از طریق سایت آن به این اعضا و اطلاعات هر یك از آنها دسترسی پیدا
كرد.
·سازمان بینالمللی استاندارد (ISO)
این سازمان كه كم و بیش، بیشتر دست اندركاران صنعت و خدمات با آن آشنا
هستند و نیز در این رابطه فعالیت چشمگیری دارد، تحت عنوان كیفیت محصول و
یكپارچهسازی استانداردها، مركب از 180 كمیته تخصصی میباشد و در رابطه با
تدوین استاندارهای مدیریت پروژه با همكاری انجمن امریكایی ASQC و PMI،
استانداردهای مدیریت پروژه را توسعه داده است.
منبع ()
A.L.I.
Nov-03-2007, 12:12
هر سیستمی از 4 بخش عمده تشکیل شده :
ورودی که محل ورود داده های خام و مواد اولیه است
پردازش که محل انجام یکسری فرایندهاست که برطبق اطلاعات و دستورات از پیش تعیین شده داده ها رو به اطلاعات تبدیل میکند
خروجی که اطلاعات پردازش شده را به بیرون منتقل میکند .
بازخورد که از محیط کسب مجوز میکند برای ادامه یا قطع ادامه این پروسه
سیستمها هم میتونید با نگاهی به اطراف متوحه شوید .مثلا سیستم های اتوماسیون اداری- سیستمهای کنترل پروژه -سیستم کنترل پروازها و ...